تبلیغات
تنیس به سبک سیگاکو - الماس چشم های من 9
الماس چشم های من 9
سلام 
بلاخر قسمت 9 :اندکی ارامش
برای خواندن داستان به ادامه مطلب برید


از زبان یوکو

بعد از یک صبحانه خاطر انگیز اینهیه ما رو به مدرسه رسوند وقتی به مدرسه رسیدیم همه بچه ها می پرسیدن :کجابودی سه روز بود ندیده بودیمت

بعد از ظهر با می ساکو به باشگاه رفتیم وقتی کاپیتان رایا من رو دید همه جا سکوت شد همه منتظر بودن بگه 100یا 1000دور بزنم ولی گفت:جریمت نوشیدنی جدیدی اینوئی است

می ساکو:کاپیتان رایا این....

یوکو:من مشکلی با این نوشیدنی ندارم

بعد رفتیم تا من نوشیدنی بخورم اینوئی با دوربین وایساده بود فقط اینوئی نبود کاپیتان تزکا.ایجی.اویشی.فوجی.مومو.کایدو.تاکا.ریوما سایو .ترسا.ارمی.خلاصه کل سیگاکو بودن .تا خواستم نوشیدنی رو بوخورم دیدم می ساکو وریوما لیوان رو گرفتند همین باعث یه دعوا شد من لیوان رو می کشیدم ریوما ومی ساکو هم می کشیدن انقدر بکش بکش کردیم که نوشیدنی تو هوا پخش شد

از زبان می ساکو

نوشیدنیتو هوا پخش بود که یک دفعه ریخت روی دوربین اینوئی دوربین اب شد یوکو باترس ولرز به من گفت:خوب شد نخوردم...

ریوما:ام..خوب..تقصیر خودته می تونستی انقدر...انقدر قوی نوشیدنی درست می کنی

همه جا سکوت شده بود واینوئی همین جور مونده بودتکون نمی خورد.

تو این وعضیت فوجی وسایو یک گام به طرف اینوئی برداشتند همین طور کم کم بیشتر و بیشتر به طرفش می رفتن هیچ کس نمی دونست می خوان چی کار کنن تا اینکه ایجی داد زد :ننننننه

اون وقت بود که همه فهمیده بودیم چه اتفاقی قرار بیفته فوجی وسایو همین طور اینوئی کپ کرده بود عینکش رو برداشتن همین عینک رو برداشتن اینوئی گفت:یکی از ویدیو هایی که توی خونه دارم راجب شماست چند شب پیش تو پارک....

سایو وفوجی فورا عینک گذاشتن سر جای اولش بعد اینوئی با خونسردی رفت تا به ادامه تمریناتش برسه همه تعجب کرده بودن تا اینکه ترسا گفت:تعجبی هم نداره اون کلی دو ربین تو خونه داره اینکه ویدیو داخل دوربین خراب شد باعث خوشحالی اونه

ارمی:چی ولی اون عاشق ویدئو هاشه امکان نداره خوشحال بشه

ترسا:ویدئویی که توی اون دوربینه....اون رو من وشیرایشی از اینوئی گرفته بودیم

همه:ننننننننههههه

بعد همه با اخم به من ریوما ویوکو نگاه کردن ماهم موتوجه شدیم که بهتره بریم تو افق محو بشیم

از زبان یوکو

خیلی زود تمرینات باشگاه تموم شد اینهیه و  ریوگا اومدن دنبال ما شیرایشی هم طبق معمول اومده بود دنبال ترسا

داشتم سوار می شدم که یک دفعه روبروی مدرسه یه چیزی رو دیدم

ریوما:یوکو چی شده چرا سوار نمی شی

یوکو:چرا؟الان سوار می شم

می ساکو :یوکو چیزی دیدی

یوکو:اون ماشین ها

ریوما:کدوم ها ؟!!

یوکو:هیچی اشتباه کردم

مطمئن نبودم اون دوتا ماشین .ماشین های افراد اقای اکاما هستن یا نه ولی باید طوری نشون می دادم که چیزی نیست تو همین فکر ها بودم که ریوگا گفت:این ماشین ها ک پشتمونن کین

یوکو:خوب .....اونا ماشین های اقای اکاما هستن

می ساکو :چی؟!

اینهیه :اها فهمیدم نگران نباش می دونم چی کار کنم شانس اوردیی که من پشت فرمون نشستم

ریوگا:نه...نه اینهیه بگو دارم اشتباه می کنم

اینهیه:نه اشتباه نمی کنی یوکو جان دیگه جای نگرانی نیست

ریوگا:نه نگران باشید چون معلوم نیست زنده برسیم یا نه

می ساکو:منظورت چیه؟

وقتی اینهیه پاش رو گذاشت رو گاز همه متوجه شدیم منظور ریوگا چی بود من که چسبیده بودم به می ساکو می ساکو هم به ریوما ریوما هم به صندلی ریوگا پشت هر ماشین که می رسیدیم همه باهم جیغ می زدیم وقتی رسیدیم خونه من 2تا رو 5تا می دیدم می ساکو نردیک بود بره تو در رو دیوار ریوما رو زمین افتاده بود فقط اینهیه حالش خوب بود تا زه اینکه چیزی نیست ما تا شب همین جوری گیج می زدیم .


لطفا نظر هاتون زیااااااااااد باشه 



[ چهارشنبه 29 مهر 1394 ] [ 05:53 ب.ظ ] [ یوکو . ]

[ نظرات() ]


نمایش نظرات 1 تا 30
href="http://20payamak.ir/%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87/">اس ام اس های عاشقانه