تبلیغات
تنیس به سبک سیگاکو - کریستال های محبت1
کریستال های محبت1

سلااااااااام

اینم اولین قسمت رمان کریستال های محبت.

البته این قسمت رو یوکو نوشت و من گذاشتم اما از قسمت بعد باهم می نویسیم

حالا بپر ادامه.نظر نشه فراموش.





ریماکو:سایو مراقب باش اون جعبه از دست نیوفته.

سایو:منتظر دستور شما بودم.

ریماکو:درست صحبت کن.

سایو:چراا؟

ریماکو:چون من خواهر بزرگ ترت هستم.

آقای سوزوکی(پدر ریماکو و سایو):بس کنید،با هردوتون هستم اگه بخواین هر دو دقیقه دعوا کنید اساس کشی تموم نمیشه و شب مجبور میشید کف اتاق بخوابید.

سایو:ای واااای من چقدر بدشانسم که باید پیش این بخوابم(ببخشید وسط رمان خوندتون مزاحم میشم می خواستم بگم اشتباه نکنید سایو و ریماکوی توداستان باهم بد نیستن اتفاقا از هر کسی بیشتر همدیگر رو دوست دارن اما زیاد سربه سر هم می گذارن)

ریماکو:خیلی هم دلت بخواد.

آقای سوزوکی:باید دوباره تکرار کنم؟؟؟


سایو و ریماکو:چـــشم.


حالا میریم سراغ سیگاکویی ها:

مومو:سلام ریوما

ریوما:سلام موموسنپای

مومو:قراره براتون همسایه جدید بیاد؟

ریوما:چطور؟

مومو:صبح که از جلو خونتون رد شدم انگار چند نفر داشتن اساس کشی می کردن.

ریوما:واقعا؟

مومو:چییی یعنی تو اونهارو ندیده بودی؟

ریوما:نه.

مومو:توخیلی نسبت به اطرافت بی توجهی.

ریوما:اینطور نیست.

مومو:فکر می کنی همسایه های جدید تون چطوری باشن؟

ریوما:نمی دونم.

مومو:اگه مرده هروز بلند آواز بخونه؟

ریوما:مهم نیست.

مومو:اگه یه دختریا یه پسرهمسن تو داشته باشن؟

ریوما:مهم نیست

مومو:اگه زوج جوون باشن ومدام حتی جلوی تو همدیگرو بــــ ....

ریوما:موموسنپای این چه حرفی بود؟

مومو:اوه ببخشید.

ریوما:فکر کنم دیروز زیادی با آن تاچیبانا بودی؟

مومو:خب آره،خیلی دوست داشتنیه.

ایجی:کی دوست داشتنیه؟

ریوماومومو:صبح بخیر ایجی سنپای.

ایجی:صبح بخیییر،خب نگفتید کی دوست داشتنیه؟

ریوما:مومو سنپای می گفت آنــ .....

مومو:ههههه چرت میگه توجه نکن.

ایجی:ها؟

مومو:ما داشتیم درمورد همسایه جدید ریوما صحبت می کردیم.

ایجی:همسایه جدید؟چند نفرن؟

ریوما:نمی دونم،مهم نی

مومو و ایجی:خیلییی مهمه.

مومو:نباید این موضوع انقدر برات بی اهمیت باشه.

ایجی:خب من الان برات یه داستانی رو تعریف می کنم تا متوجه بشی این موضوع خیلی مهمیه.....





آنچه خواهید خواند:

ایجی:تا اینکه یک شب ریوما رو تو خواب خفه می کنن.

ریوما:من به این چیزها اهمیت نمی دم

سایو:سلام ما همسایه های جدید هستیم.

ریوما:چی پیرهن قرمز تنش بود!!!

تزکا:تشکیل تیم تنیس دختران فکر خوبیه.

ایجی:چی؟ادامه داستان رو میخوای بدونی....

 

 

تموم شد اگه میخواید بدونید ایجی چه داستانی تعریف میکنه و چه اتفاقاتی برای ریوما میوفته قسمت بعد رو از دست ندید.

و اگه می خواید قسمت بعد رو از دست ندید نظررررررررررر بدید.

راستی بزودی همه تون وارد میشید.

برای قسمت بعد10تا نظر

 



[ شنبه 28 آذر 1394 ] [ 06:24 ق.ظ ] [ می ساکو ]

[ نظرات() ]


نمایش نظرات 1 تا 30
href="http://20payamak.ir/%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87/">اس ام اس های عاشقانه