تبلیغات
تنیس به سبک سیگاکو - سایو
سایو
اینم داستان سایو جون
زودی برو ادامهههه

بیوگرافی:

نام:سایو


فامیل:سوزوک
ی

تولد:3 مه


دست راست
سرگرمی:گشتن توی دنیای مجازی
شعار مورد علاقه:دیگ به دیگ میگه روت س
یاه

درس مورد علاقه:علوم.زیست


بهترین درس:علوم
بدترین درس:زبان.ریاضی و ادبیات


اغلب درمدرسه بازدید میکنه از:اتاق کامپوتر و بوفه
غذای مورد علاقه:فست فود
نوشیدنی مورد علاقه:رانی پرتقالی.رانی لیمو
رنگ مورد علاقه:ابی
فیلم مورد علاقه:انیمه.فیلم های عاشقانه
اهنگ گوش نمیده
(کشته مرده ی اهنگ نی
)


ورزش مورد علاقه:شنا


تیکه کلام:خب*خب که چی بشه
(برای حرس دادن طرف استفاده میشه)
رنگ موهای او قرمز و رنگ چشمش بنفش است


عاشق خوندن رمانای ترسناک،عاشقانه،ایرانی و خارجی است

 

داستان 1 کودکی.

نکته:در این داستان سایو و فوجی9سالشونه.

از زبان سایو:

حسسسابی حوصله ام سر رفته بود.

برای همین رفتم پارک نزدیک خونمون با دیوار تنیس بازی کنم.

که....

یه پسره(فکر کنم دیگه همه بدونید کیه):سلام

خیلی تعجب کردم و به جای برگشت زدن توپ به سمت اون صدا برگشتم.

من:س..سلام.

یه بنده خدا:آآخخخخخخخ.

خب قطعا وقتی توپی رو برگشت نزنی به صورت کسی برخورد می کنه.

من:.وای ببخشیییییییییید.

یه بنده خدا:حواست کجاستتت؟

من:متاسفم.

یه بنده خدا:آآآآآآآآآآآآآآآآه.

و رفت(شانس آورد.)

همون پسره:چه خوب تنیس بازی می کنی!

با اون اتفاقی که برای توپ افتاد قطعا یه فکر بیشتر نمی شد کرد.

من:مسخره می کنی؟؟؟

پسره:نهههه.جدی گفتم.

من:اها،خودم می دونم که خوب بازی می کنم.(اعتماد به نفس خعلی خوبه)

پسره:خخ

من:می خندیییییییییی؟

پسره:اوهوم.(پرو)

من:خب پس درست حدس زدم اومدی مسخره کنی.

پسره:اوه،متاسفم همچین منظوری نداشتم.

از اونجایی که من خیلی بزرگوارم بخشیدمش.

من:حالا عیبی نداره.

پسره:حاضری با من تنیس بازی کنی؟

من:نه!

پسره:ولی چرا؟

من:چون دلم برات می سوزه،وقتی به سختی ازم شکست بخوری حتما خیلی ناراحت میشی پس این کارو نمی کنم.

پسره:لطفاااااااا قبول کنییییییییییید.

15دقیقه بعد:

من:انگار برعکس شد...تو..بردی.

پسره:سوشوکه فوجی.

من:چیییییییییییی؟

پسره:اسمم سوشوکه فوجی هست.

من:عه؟

پسره:اهم...

.

.

پسره:خب؟

من:چی خب؟

پسره:اسم شما؟

من:اوه،بهله اسمم.

سایو سوزوکی هستم.

سوشوکه:سایو-چان...

من:منظورت اینه:

سوزوکی سنپای؟

سوشوکه:بهله،بهله.

من:خب من دیگه باید برم.

سوشوکه:ام...میشه بازم باهم بازی کنیم؟

من:الان؟؟

سوشوکه:نه،بعدا مثلا روز های دیگه.

من:آره میشه چون من هنوز شکستت ندادم.

سوشوکه:چه عالی..

من:چی چه عالی؟

سوشوکه:اینکه تا من رو شکست بدید میاین یعنی حالا حالا با هم هستیم.

من:خیلی به خودت مطمئنی!

 

تموم شد.

خب سایو جون امیدوارم خوشت اومده باشه.منتظر رمان های بعدی باش.

 

 

 



[ یکشنبه 6 دی 1394 ] [ 06:10 ق.ظ ] [ می ساکو ]

[ نظرات() ]


href="http://20payamak.ir/%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87/">اس ام اس های عاشقانه