تبلیغات
تنیس به سبک سیگاکو - اینهیه
اینهیه
داستان اینهیه جون
زودی بپر ادامه مطلبببب

بیوگرافی:

نام:اینهیه فوجی


عشق اصلی:ایجی
 کیکومارو

عشق دوم:ریوگا ایچیزن


خانواده:پدر مادر داداش شوسکه


قدر :175(5سانت از عشقام کوتاه ترم)
رنگ چشم:ابی
رنگ مو:بلوند
رنگ دسته ی راکت:مشکی


سبک بازی تنیس:خشن وبی رحم
ظربات معروف:سرو مرگ.ظربه ی گلوله ای


سرو مرگ:ضربه ای است که وقتی زده میشه کسی از قدرت اون ظربه خبر نداره وهیچ کس نمیتونه اونو ببینه وهرجا که دلش بخواد فرود میاد وجای برخوردش کم کم حسابی کبود کبود میشه


ضربه ای گلوله ای:ضربه ای که خیلی محکم است ومثل گلوله سرعت داره


شخصیت:یه دختر خوشگل پر حرف مرموز شر که از پرا متنفره وهمش عاشق ضایع کردن پسراست خیلی هم کرم میریزه وبیشتر باعث اومدن خنده رو لبه بچه ها میشه تنیسش عالیه
 ورزش های رزمی هم وارده وعاشق اسب سواری وماشین رانی است


شعارشم است:وقتی خونه بابات راحتی نمیری خونه شووهر کلفتی
پدرشم خیلی پولداره اون نخست وزیر ژاپنه


به باباش میگه ددی به مامانش میگه

 مامی
به داداشش میگه سوسکه


درس مورعلاقه:ریاضی

درس ضعیف:هیچی 

داستان1=کودکی

(نکته:در این رمان اینهیه7 سالشه و فوجی 9سالشه ایجی هم که 7سالشه)

فوجی:اینهیه،حاضر شدی؟

اینهیه:اوهوم،بریم.

فوجی:چرا انقدر برای رفتن به کلاس ایروبیک خوشحالی؟

اینهیه:معلومه کهههههه.

فوجی:به جز اینکه ایربیک رو دوست داری.

اینهیه:دلیل دیگه ای نداره!


 


کلاس رباتیک:

مربی:امروز یه عضو جدید به ما اضافه میشه.که خیلی خوب رباتیک بلده،

خودت رو معرفی نمی کنی؟

عضوجدید:سلام من ایجی کیکو مارو هستم.

مربی:شما می تونید از استعداد های ایجی استفاده کنید و ازش چیز های جدیدی یاد بگیرید.

بعد از تمرینات باشگاه(از زبان اینهیه):

معلوم بود ایجی حرکات های زیادی بلده که مربی اینطور ازش تعریف می کرد،پس من هم باید ازش یادمی گرفتم برای همین رفتم سراغش.

من:سلام.

ایجی:سلللاااام.

من:من اینهیه فوجی هستم...اینطور که مربی می گفت توی ایروبیک خیلی استعداد داری.

ایجی:اوووهوووم.

من:خب من به ایروبیک خیلی علاقه دارم و می خوام درآینده ایروبیک کار بزرگی بشم.

ایجی:منم

من:خب...میشه به من کمک کنی؟

ایجی:کمک؟

من:آره،میشه یه کم از حرکات هایی که بلدی رو به من هم یاد بدی؟

ایجی:واقعا؟می خوای یادت بدم؟

من:بله،البته اگه میشه..

ایجی:باشه.

من:چی؟

ایجی:مگه نمی خواستی بهت یاد بدم؟

من:آ..آره.

ایجی:خب فردا بیا پارکی که نزدیک اینجاست.

من:اریگاتو(ممنون)

وااای باورم نمیشد که به همین راحتی قبول کرد،واقعا برای فردا خوشحالم.

فردا روز تمرین:

فوجی:اینهیه...دستم از جا دراومدمیشه انقدر دستم رو نکشی؟

اینهیه:نههه نمیشه باید زود برسیم.

فوجی:چندبار بگم دیر نمی کنیم تو 3ساعت زود تر حرکت کردی،پس حتی اگه خیلی هم آروم بریم خیلی زود می رسیم.

اینهیه:نهه نمی رسیییییییییم.

فوجی:خیلی خب جیغ نکش.

.

.

فوجی:خب رسیدیم...

اینهیه:دیدی انقدر کند اومدی که رفته...(گریهههههههههههههههه)

فوجی:اووووه،هنوز دوساعت و نیم تا زمان قرار مونده پس هنوز نیومده تا بخواد بره.

اینهیه:وای راست میگی..

فوجی:چه عجب یه بار حرفم رو بی چون و چرا قبول کردی...

اینهیه:آخه دیدمش اونجاا...

فوجی:اونکه یه دسته گل قرمزهههه.

اینهیه:خب هرکسی ممکنه اشتباه کنه.

دو و نیم ساعت بعد:

اینهیه:سوشوکه بیدار شو اومد...(آخییی بیچاره از بس منتظر مونده خوابش برده!)

ایجی:سلااااااااااااااااام.

اینهیه:سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.

فوجی:چه عجب جناب دسته گل تشریف آوردند.(هنوز در جو اشتباه اینهیه گیر کرده)

اینهیه:برادرررررررررررررر.

ایجی:دسته گل؟

اینهیه:ههههههههه برادرم خعلی شوخههه.

ایجی:آها.

اینهیه:خب بریم سراغ تمرین؟

ایجی:بررریم.

ایجی و اینهیه هنگام تمرین:

ایجی:خب اول باید اینطوری پاتو بیاری بالا بعد از پشت دستت رو بیاری اینجا بعد یه کم بچرخی بعد که یکم چرخیدی دست و پاتو به هم گره می کنی بعد از پشت یه پرش می زنی بعد اون یکی پاتو از پشت می چرخونی از پشت دستت رد می کنی بعد....

اینهیه:خب یه مشکلیه..

ایجی:مشکل؟

اینهیه:من ...هیچی نفهمیدم.میشه واضح تر بگی؟

ایجی:باشه یه فکر بکری کردم.

سه ونیم ساعت بعد از زبان فوجی:

فکر کنم دیگه هرچی تمرین کردن بسه پس بهتره برم دنبال اینهیه.

وقتی رفتم دنبالش صحنه ای دیدم که چشمام رو به گشوده شدن وا داشت...

انگار دست و پای اینهیه به هم گره خورده بود...

من:اینهیههههههههههههههههه.زنده اییییییییییییییییییییی؟

ایجی:نگران نباش،فقط یه کم زیادی پیچ و تاب خورد...

فوجی:یکمممممممممم؟

ایجی:اوهوم یکم.

روز بعد:

اینهیه:گفتم قول می دم هیچ بلایی سرم نیااااد.

فوجی:نچ

اینهیه:ولی خودت هم چند بار تو تنیس صدمه دیدی؟

فوجی:میشه عالیه حضرت بفرمایند چه صدمه ای؟

اینهیه:تو تا حالا سه بار خوردی زمینننننننن.

فوجی:وای چقدر زیاد!!

اینهیه:برو خودت رو مسخره کننننن.

اینهیه جوش میاره(از زبان خود جوش آورده):

اینهیه:خب اصلا مهم نی...

فوجی:اوهوم مهم نی..

پس اگه اینطوریه منم خودم تنها می رم کلاس های تخصصی ایجی(منظورش همون قرارهای تو پارکشونه)

خلاصه حاضر شدم و خودم تنهایی راه افتادم به سمت کلاس ایجی(پارک)

فوجی نگران میشود(از زبان فوجی):

بعد از یه دعوای جانانه با اینهیه گرفتم خوابیدم اما بعدش که از خواب پاشدم.

دیدم....

 

 

خب بقیه اش باشه بعدا البته بقیه اش به شرطی که نظر بدی.

باشه؟؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[ یکشنبه 6 دی 1394 ] [ 06:13 ق.ظ ] [ می ساکو ]

[ نظرات() ]


نمایش نظرات 1 تا 30
href="http://20payamak.ir/%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87/">اس ام اس های عاشقانه